بانگ باستان، کیخسرو دهقانی

گفتار گرزمان و بانگ باستان، درباره تک آهنگ کیخسرو دهقانی

کمتر کسی از ایرانیان است که نام فردوسی را نشنیده و یا شعری از این سخن سرای بزرگ به یاد نداشته باشد.فردوسیِ فرزانه و دانشمند ادب پارسی سال ­ها در سرودن شاهنامه کوشید تا زبان پارسی را از گزند برهاند.او از همان آغاز، پایان راه را می­ دانست و این دانایی و توانایی از سروده هایش آشکار است.گاه همچون عاشقی دلداده از عشق می گوید و داستان زال و رودابه،رستم و تهمینه و بیژن و منیژه و … را به رشته سُرایش می آورد،گاه جادوانه جادو می آفریند،گاه همچون فرمانده میدان از جنگ و جنگاوری و رزم و پهلوانی سخن می راند،گاه همانند پادشاهان دادگر به یاری مردمان می شتابد و گاه همچون رهروان سختکوش، راه راستی و نیکی را به مردمان گوشزد می کند. به راستی که فردوسی در جهان بی همتاست چرا که از نگاه او هر آنکس که راه نیکویی و راستی پیشه گیرد ایرانی است.